تیر ۱۷

سلام نگید بد قولی کردما،نه بابا از دیروز هر چی میزدم سایت باز نمیشد! گفتم ای بابا نکنه دوباره بستنمون خلاصه جاتون خالی نباشه پر!کلی حالم گرفته شد.گفتم بیا حالا که هجده تیر اومده و ما میخوایم چهار کلوم در موردش هیچی ننویسم و امشب واسه خودمون حال کنیم وبلاگمون رو دوباره بستن! اما دیدم نه بابا اینقدرا هم دیگه سانسور نمیکنن،بابا خوب مملکتی داریم.حالا هی بگید آزادی نیست و سانسور میکنن و فیلتر میکنن! کو؟ کجا؟ کیو؟ چیو؟ بفرما…وبلاگم سر جاشه سر و مور و گنده! بابا کور نیستن که من که از اول گفتم اومدم اینجا سیاسی ننویسم! خوب حالا بگذریم…فردا ۱۸ تیرماهه و پس فرداشم ۱۹ تیر! چشم بسته غیبب میگم؟ نه بابا جون نوزده تیر رو یادم نمیره هیچ وقت چون روز تولد اونیه که همه دارو ندارمه،عشقم،جونم،عمرم و همه بود و نبودم.اما الان میخوام در مورد فردا ننویسم.در مورد مثل فردایی که ریختن و دانشجوهای بی گناه رو به دستور….(شما بخوانید استکبار جهانی) زدن و کشتن و بردن؛واسه همین هم من میگم آقا جون به ما چه! اصلا ما در این مورد حرفی نمیزنیم.ما چیکار داریم که لباس شخصی ها دانشجوها رو کتک زدن و هنوزم میزنن؟ کا چیکار داریم که اینا از کی دستور میگیرن و رهبرشون! کیه؟! ما چیکار داریم که هنوز که هنوزه بعد از چند سال از اون واقعه خیلی ها توی زندان هستند و شکنجه میشن وخیلی ها هم هنوز عزادارن و خیلی ها هم اصلا معلوم نیست چی شدن و کجا رفتن و خیلی ها هم(مثل من نه ها؟! فکر بد نکنید من سیاسی نیستم بابا!) در به در غربت شدن و از مملکت واسه نجات جونشون فرار کردن! هیچ کدوم اینا به ما رطی نداره و در موردش اصلا چیزی هم نمیگیم و نمینویسیم.به شما هم توصیه میکنم که ننویسید و به جاش…..آها آها همینه آقا یه ابی بزار گوش کنیم از همه چی بهتره…..تا فردا

18tir

نوشته شده توسط امیرخان ضدآخوند \\ tags: , , ,